تنها چيزی که می تونه
تو رو از يه دونه شن .... جدا کنه ....
فقط اينه که ...
تو ... خودت نباشی .....
پس
حال که به بودنت ايمان دارم ...
هميشه با منی ... هميشه .
..................
................................
.........
..............................................
...................
.............................
.
.
.
يه دونه شن می شنود ...
به وضوح ...
و به خود می پيچد ...
می رقصد ...
و چنين نوايی را به اعماق وجودش راه می هد ...
لبخند می زند ...
و می انديشد .
آخر يه دونه شن انديشدن را دوست می دارد ...
نه از آن رو که به آنچه ندارد بينديشد ...
به آنچه دارد عشق می ورزد ...
يه دونه شن ...
می داند که آنچه دارد بهترين است ...
و اين بهترين را بهترين به او بخشيده ... پس ... عالی است .
حتی درد نداشتن تو را .
به نظر يه دونه شن ...
جای خالی وجود ندارد ...
